خراسان شمالي - مورخ پنج‌شنبه 1392/12/01 شماره انتشار 18629

نويسنده: محسن داوري

بيست و يکم فوريه در گاهشمار ميلادي، پانزدهمين سالي است که سازمان علمي، آموزشي و فرهنگي ملل متحد (يونسکو) روز بين المللي «زبان مادري» را گرامي مي دارد و از اين رهگذر، بر حفظ تنوع زباني و فرهنگي به عنوان عامل اصلي غنا بخشيدن به تمدن بشري تأکيد مي کند.البته در فصل دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز، آن جا که از زبان، خط، تاريخ و پرچم رسمي کشور ياد شده، در قالب اصل پانزدهم مصرّح شده است: «زبان و خط رسمي و مشترک مردم ايران، فارسي است. اسناد و مکاتبات و متون رسمي و کتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد، ولي استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آن ها در مدارس، در کنار زبان فارسي، آزاد است.»

خراسان شمالي نيز از ديرباز از نوعي گوناگوني اقوام بهره مند بوده و در آن قوميت هايي نظير کرمانج، ترک، ترکمن و تات در گذر قرن ها با مسالمت در کنار يکديگر زيسته اند؛ در شادي ها و غم ها با يکديگر همنوا بوده و در اغلب حرکت هاي عظيم اجتماعي و تاريخ ساز نيز هم داستان بوده اند. اين اقوام، البته به اقتضاي مسائل تاريخي و قوم شناختي، به زبان ها و گويش هاي متفاوتي سخن مي گويند و اين موضوع خود از فرهنگ غني و تاريخ متفاوت آن ها حکايت دارد.البته اين روزها براي بسياري از فرزندان اين اقوام، زبان مادري، تنها در چند لالايي کودکانه يا ضرب المثل هايي معدود خلاصه مي شود که از پدر و مادر يا پدربزرگ و مادربزرگ هنوز در خاطر دارند. واقعيت تلخ و گزنده آن است که هجوم امواج سهمگين مدرنيته و گسترش شهرنشيني به خصوص مهاجرت افراد به قصد تحصيل و کار، در کنار کوتاهي ساختار اداري و اجرايي در حمايت از زبان اقوام، نه تنها به فراموشي زبان ها و گويش هاي محلي در ميان نسل هاي جديد انجاميده، بلکه گاه حتي تا مرز انکار زبان مادري از سوي نوجوانان و جوانان پيش رفته است. همه اين مسائل با اين سرعت سرسام آور در حالي پيش چشم حيرت زده پژوهشگران و زبانشناسان رخ مي دهد که به تصريح خود اين افراد، فراموش شدن هر زبان يا گويش به معناي از دست رفتن مجموعه اي از آداب و رسوم و مؤلفه هاي تاريخي، فرهنگي و هويتي است.در تمام سال هاي گذشته، پذيرش ترويج زبان قوميت ها به عنوان يک حق بديهي به دلايلي به ورطه فراموشي سپرده شده است؛ در نتيجه، امروزه در مطبوعات، راديو و تلويزيون، کتب و مجلات، تئاتر و سينما، کمتر تجلي زبان و گويش هاي محلي را شاهد هستيم. هم چنين در مدارس هم جايي براي عرض اندام اين زبان ها وجود ندارد و تنها به تدريس محدود برخي زبان ها در معدود دانشگاه هاي کشور، آن هم در قالب يکي، 2 واحد درسي اختياري اکتفا شده است.با اين تفاسير، بيم آن مي رود که با فراموش شدن اين زبان ها، مجموعه اي بي نظير از تاريخ و فرهنگ شفاهي پيشينيان خود را از دست بدهيم.

موج هجوم زبان هاي خارجي

به اعتقاد «اسماعيل حسين پور» عضو شوراي اسلامي شهر شيروان و نويسنده و پژوهشگر فرهنگ اقوام، موضوع زبان هاي مادري در کشورمان به درستي معرفي نشده است و به همين دليل، افرادي که در مخالفت با اين موضوع اظهارنظر مي کنند، شايد از اصل موضوع خيلي آگاه نباشند و در نتيجه، سطحي برخورد مي کنند. وي با اشاره به اعلام مخالفت اخير اعضاي فرهنگستان زبان و ادب فارسي با تدريس احتمالي زبان هاي اقوام در مدارس مي گويد: به نظرم مشکل اصلي زبان فارسي، موج هجوم زبان هاي خارجي به خصوص انگليسي است که مثل ويروسي به جان زبان رسمي کشورمان افتاده است.وي که سراينده کتابي در قالب 3 مصراعي هاي کرمانجي هم محسوب مي‌شود، خاطرنشان مي کند: بيشتر زبان هاي اقوام ما يک ريشه ايراني دارد و به عنوان نمونه، به تعبير يک نويسنده و محقق مطرح روس، حتي اگر زماني فرا برسد که زبان فارسي از بين برود، به کمک واژه هاي کردي مي توان آن را احيا کرد؛ يعني اين زبان ها قرابت زيادي دارد. اين در حالي است که ما در کشور درها را به روي زبان هاي خارجي باز کرده ايم، ولي به زبان اقوام متنوع ساکن اين سرزمين بي توجهي مي شود.وي با اظهار گلايه از اين که در استان موسوم به گنجينه فرهنگ ها حداقل در 10 سال گذشته حتي يک شب شعر کردي، ترکي يا ترکمني برگزار نشده است، بيان مي کند: اين در حالي است که در جايي مثل هلند 50 خانه زبان مخصوص اقليت هاي قومي داير مي کنند تا در آن جا زبان هاي مادري شان را تقويت و ترويج کنند و به اين مقوله به چشم جزئي از تنوع فرهنگي نگاه مي‌کنند و نه يک مقوله تهديدزاي احتمالي.

وي هم چنين مي گويد: درحالي که شبکه هاي استاني صدا و سيما در ديگر مناطق کشور برنامه هاي زيادي به زبان هاي بومي و محلي دارند، ولي ما در سيماي محلي خراسان شمالي نه تنها برنامه اي روزانه نداريم، بلکه قوميت ها حتي به شکل هفتگي هم برنامه اي به زبان مادري شان ندارند.

وي ادامه مي دهد: البته تلاش صدا و سيماي استان در افزايش رويکرد بومي در توليد برنامه هاي مخاطب محور، ستودني است اما انتظار مي رود که شبکه «اترک» با نگاه کارشناسانه به موضوع قوميت ها و زبان آن ها، زمينه حضور پررنگ زبان اقوام را در اين شبکه فراهم سازد تا بيش از هميشه شاهد روي آوردن مردم به شبکه اي باشيم که مي تواند با جذب انبوه بينندگان و شنوندگان، آنان را به ايران عزيز و خطه زيباي گنجينه فرهنگ ها دلداده تر سازد.اين عضو گروه مشاوران استاندار، يکي از بهترين راهکارها براي حفظ و تقويت زبان قوميت هاي استان را راه اندازي پژوهشگاه فرهنگ اقوام در استان مي داند که به گفته او، با هزينه اي بسيار اندک و با حمايت ادارات کل ارشاد اسلامي و ميراث فرهنگي، هر سال خواهد توانست حداقل چند جلد کتاب درباره زبان ها و گويش ها و ضرب المثل هاي اقوام ساکن استان را منتشر کند و استادان هم با حمايت اين مرکز مي توانند پايان نامه هاي دانشجويي مرتبط با اين موضوعات را هدايت کنند.

زبان هاي قوميت ها در حال انقراض است

«محمد اسماعيل مقيمي» ديگر نويسنده و پژوهشگر زبان اقوام نيز که طي ساليان گذشته، درباره 3 زبان ترکي، کرمانجي و تاتي رايج در استان تحقيقاتي انجام داده است، تعابير جالبي در اين باره دارد و مي گويد: زبان هاي قوميت ها در حال منقرض شدن است و اگر اوضاع به همين منوال پيش برود، تا 50 سال ديگر خبري از اين زبان ها نخواهد بود. البته وي بخشي از اين مسئله را به امتزاج فرهنگي اقوام ساکن استان با يکديگر، بدون تمرکز کافي بر حفظ زبان ها و گويش ها مربوط مي داند.

وي با بيان اين که طبق شنيده هاي ما، نيم ساعت برنامه ترکي هم در کنار نيم ساعت برنامه کرمانجي فعلي از راديوي استان پخش مي شود، عنوان مي کند: هر دقيقه در دنيا يک گويش زباني از بين مي رود، اما در پاسخ به اين که چطور مي توانيم از اين زبان ها حفاظت کنيم، نبايد فراموش کنيم که بعضي از اين زبان ها فونتيک ندارد که اين موضوع تا حدودي ايجاد اشکال مي کند. بنابراين اگر انجمن هايي از محققان بومي و استادان دانشگاه در شهرستان ها و مراکز استان ها تشکيل شود، مثل انجمن خراسان شناسي که قبل از اين به همت امثال دکتر «پاپلي يزدي» داير شده بود، مي توان اقداماتي در اين مورد انجام داد. در حالي که الان کاري را شاهد نيستيم که علمي و آکادميک باشد؛ البته اين هم خودش به شرطي موفق خواهد بود که دولت هم حمايت بکند، زيرا تا حالا از اين اقدامات حمايت خاصي نشده است.

شايد 30 سال هم طول نکشد...!

به باور «حسن روشان» مدرس ادبيات فارسي و زبان شناسي و دارنده سرو بلورين ششمين جشنواره بين المللي شعر فجر، وضعيت جاري حاکم بر زبان اقوام استان به گونه اي است که بيم آن مي رود در کمتر از 50 يا حتي 30 سال آينده، کمتر کسي را بتوان يافت که در استان به اين زبان ها تکلم کند.وي که سراينده مجموعه شعر کرمانجي با عنوان «چيکساي» هم هست، تصريح مي کند: به دليل رشد سريع رسانه ها، زبان هاي ما در خطر زوال قرار گرفته است؛ يعني با توجه به اين که در 20 سال اخير رسانه ها در زندگي مردم ما به شدت وارد شده است و حتي در دورترين روستاها و در ميان ايلات عشاير هم شاهد هجوم رسانه ها هستيم، با چنين مسئله اي روبه رو شده ايم. وي مي افزايد: زماني که ما در روستا دانش آموز بوديم، تا وقتي که به مدرسه نرفته بوديم، حتي يک کلمه فارسي بلد نبوديم، ولي الان مي بينيم حتي در روستاها بچه هاي کوچک، زبان فارسي را در سن خيلي پايين از رسانه ها ياد مي گيرند و خانواده ها هم متأسفانه چون در اين مورد به آن ها آگاهي داده نشده است و اهميت حفظ زبان مادري را نمي دانند، به کمک رسانه ها مي آيند و اوضاع خراب تر مي شود.

وي تأکيد مي کند: زبان فارسي، نماد هويت ملي ماست و ما هم دوستش داريم، اما همه ما يک هويت بومي و قوميتي هم داريم که در شرايط فعلي به خطر افتاده است؛ تا جايي که نسل دانش آموز و دانشجوي ما حدود 80 يا 90 درصد ارتباطشان با زبان مادري قطع شده است و با آن بيگانه هستند.وي ادامه مي دهد: رسانه ها و جريان فرهنگي حاکم بر جامعه هم به زبان هاي بومي به قدر لازم اهميت نمي دهند و به آن ها نامهرباني مي شود و حتي ما گاهي مي بينيم در برنامه هاي معدودي هم که در راديو و تلويزيون به زبان قوميت ها پخش مي شود، به قدر کافي به اين فرهنگ ها و پيشينه اين اقوام مباهات نمي شود و زبان و فرهنگ قوميت ها حتي دستمايه طنز و فکاهي قرار مي گيرد. وي يادآور مي‌شود: در 3 استان خراسان، قوميت هاي کرمانج، ترک، ترکمن ، بلوچ و اقوام ديگري داريم، ولي آيا به عنوان مثال، در 10 سال اخير، حتي يک بار شده است که شب شعر و داستان يا حتي يک همايش آسيب شناسي براي اين زبان ها برگزار شود؟ وي اضافه مي‌کند: دستگاه هاي فرهنگي هم نه تنها به اين برنامه ها کمک و از بانيان آن ها حمايت نمي کنند، بلکه گاهي محدوديت هايي را هم ايجاد مي کنند. وي با طرح سؤالي خطاب به متوليان مي پرسد: چه اشکالي دارد که شب هاي فرهنگي مخصوص قوميت ها را داشته باشيم و مثلا شاعران ترک و کرمانج و ترکمن و اقوام ديگر در کنار هم بيايند و در عين وحدت کلمه، به زبان مادري شان شعرخواني کنند؟

وي با تأکيد بر اهميت حراست از زبان هاي اقوام گوناگون کشور به ذکر مثالي مي پردازد و مي گويد: بسياري از ريشه هاي کلمات زبان فارسي باستان در زبان کردي باقي است و به گفته محققان زبان شناسي، هيچ زباني به اندازه کردي يا کرمانجي، کثرت مصدر و فعل ندارد و بايد اين ذخاير زباني را حفظ کرد.با اين همه وي معتقد است: زبان هاي بومي اقوام ما زبان طبيعت، زبان عشق و زبان حماسه و رشادت است، ولي براي مقولات و فناوري هاي روز، معادلي ندارد و از سوي ديگر، وقتي که به عنوان نمونه، مردم ما ديگر رسوم ايلياتي سابق را ندارند و لباس کرمانجي نمي پوشند، به طور طبيعي، تمام واژه هاي مربوط به پوشاک سنتي به تدريج از زبان مردم حذف مي شود.اين شاعر و نويسنده هم استاني تصريح مي کند: تنوع قوميتي باعث زيبايي است و يک نقطه قوت محسوب مي شود و هر قوميتي مي تواند زبان خودش را معرفي کند.

از ياد نبريم که ثروت اصلي اين مملکت فرهنگش است؛ يعني همين قصه ها و افسانه ها و حکايت هاي کرمانجي، ترکي و ترکمني و موسيقي محلي که همانند معادن و گنج هاي پنهان است و نبايد اين تصور ايجاد شود که ترويج يک زبان به معناي نفي ديگرزبان هاست. نفت و گاز اين کشور يک روز تمام مي شود، ولي اين، فرهنگ ماست که يک ثروت واقعي است و نبايد اجازه بدهيم که به پايان برسد، بلکه بايد آن را حفظ کنيم و به جهان بشناسانيم.

راهکار پيشنهادي اين نويسنده و پژوهشگر براي حفاظت از زبان اقوام نيز تشکيل پژوهشکده فرهنگ عامه در استان است. وي مي گويد: من معتقدم با توجه به تنوع فراوان موضوعات فرهنگي و آداب و رسوم و غذا و پوشش ها و نمادهاي به کار رفته در دستبافته هاي اقوام و زبان هاي آن ها، در صورت تشکيل چنين پژوهشکده اي سالانه مي توان حداقل 10 جلد کتاب خيلي گرانسنگ در اين مقولات منتشر کرد. هم چنين از بزرگان دانشگاهي مي خواهم که دانشجويان را حمايت کنند تا پايان نامه ها را به ويژه در مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا با محوريت فرهنگ بومي خودشان کار کنند.

نگذاريم اين پل بشکند...

يونسکو شعار روز جهاني زبان مادري امسال را «زبان هاي محلي براي شهروندي جهاني: تمرکز بر علم» اعلام کرده است. از نگاه اين نهاد معتبر بين‌المللي، حمايت و ترويج زبان هاي مادري، عامل اصلي ايجاد شهروند جهاني و تفاهم متقابل واقعي است. هم چنين آشنايي و صحبت به بيش از يک زبان، باعث مي شود که درک بهتري از گنجينه تعاملات فرهنگي در جهان پديد آيد. به رسميت شناختن زبان هاي محلي، مردم را توانمند مي کند تا صدايشان بهتر شنيده شود و نقش فعالي در سرنوشت جمعي خود ايفا کنند. به اين دليل است که يونسکو همه تلاش خود را به کار گرفته است تا از همزيستي هماهنگ 7 هزار زبان دنيا که مردم جهان به آن سخن مي گويند، حمايت کند.در هر حال، از ياد نبريم که زبان مادري بخشي از هويت ماست و انکار آن در واقع پنهان کردن بخشي از هستي انسان است. بايد بپذيريم که تنوع زباني و فرهنگي در نهايت به معني باروري و غناي فرهنگ ملي خواهد بود. طبق بررسي هاي زبان شناسان، تاکنون به دليل کم توجهي تاريخي که با آن مواجه بوده ايم، حدود 150 گويش محلي در نقاط مختلف کشور به کلي از صحنه روزگار حذف شده است و برخي زبان ها به مرز حذف هميشگي از اذهان مردم نزديک تر مي شود.بنا بر پژوهش هاي منتشر شده يونسکو نيز، طي سده گذشته حدود 6 هزار زبان و گويش محلي در جهان براي هميشه منقرض شده است و 90 درصد زبان هاي دنيا اصولاً در فضاي مجازي حضور ندارند و در مقابل، 70 درصد محتواي اينترنت را زبان انگليسي تشکيل داده است.همه اين ها نشان مي دهد که تنوع زباني و فرهنگي، ميراثي شکننده و آسيب پذير است در حالي که به باور انديشمندان، همين تکثر زباني بوده که در طول اعصار، تار و پود فرش گسترده تاريخ و تمدن بشري را شکل داده است. شايسته نيست که با اين همه تأثير و اهميت، شرايط به نحوي پيش برود که فرزندان، با زبان مادران بيگانه باشند.دکتر ميرجلال الدين کزازي، استاد نامدار ادبيات فارسي در اين مورد گفته است: «پاسداشت زبان ها و گويش ها به معني ناديده گرفتن زبان پارسي و کنار نهادن آن نيست. اين زبان ها و گويش ها گنجينه هايي بسيار گرانبها و يادگارهايي هستند که از ايران کهن و نياکان ما به جا مانده است. اگر ما بخواهيم زبان فارسي را هم بياموزيم، چاره اي نداريم جز اين که گويش ها و زبان هاي بومي را بيشتر بشناسيم و در آن ها پژوهش کنيم، زيرا اين زبان ها و گويش ها مانند «نيا» براي زبان پارسي است و زبان پارسي به «نواده» آن ها مي ماند. اگر واژه اي در هر کدام از اين زبان ها بميرد، ايراني آگاه و خويشتن شناس و ايران دوست در مرگ آن واژه به سوگ خواهد نشست ، زيرا با مرگ آن واژه بخشي از تاريخ و فرهنگ پيشين ايراني خواهد مرد.»خوشبختانه دولت يازدهم در چند نوبت وعده داده است که به زودي با اتخاذ تدابير لازم، شرايط ترويج و تدريس و بالندگي زبان هاي قوميت هاي مختلف را فراهم خواهد کرد تا به اين مطالبه اقوام ساکن در جاي جاي ايران اسلامي پاسخي درخور داده باشد.به اعتقاد کارشناسان و زبان شناساني همانند «روشان» و همفکران وي، نسل ما يعني افرادي که در دهه 30 و 40 زندگي هستند، مثل يک پل براي انتقال ذخاير زباني و فرهنگي بين نسل هاي گذشته و آيندگان به شمار مي آيند؛ پس اجازه ندهيم که اين پل بشکند.

منبع:

خراسان شمالی

http://www.khorasannews.com/News.aspx?id=5703144&type=3&year=1392&month=12&day=1